امروز : پنج شنبه, 05 مرداد 1396

معرفی مشاهیر تاریخ گذشته فرومد

معرفی مشاهیر تاریخی فرومد

به قلم و کوشش آقای احمد شاهرخ

تعدادی از بزرگانی که در کتب معتبر پیشینیان آمده اند، به شرح زیر می باشند:

 

 ابوعلی زید بن علی بن محمد یحیی علوی حسینی فریومدی:او فرزند نقیب نیشابور،ابوالقاسم علی نقیب النقبا بود.از اهل حدیث و سیدی مشهوردر قرن پنجم هجری بوده است . ابوعلی ابتدا در نیشابور زندگی می کرد،ولی پس از مدتی به فریومد رفت و در آن ساکن شد .او سیّدی ثروتمند بود و انسانی با مروّت و جوانمردی که املاک زیادی در فرومد داشت ودرباره  او گفته اند که او فرزند نداشت، ولی در اواخر عمر هنگامی که قصد سفر به عراق عجم داشت، در ده فیروز آباد به او مژده ی تولد پسرش را به او دادند. وقتی این مطلب را شنید:«ساعتی تفکر کرد ، پس فوّاره اشک بر رخسار راند و گفت:دیروز که من به فرزند حاجتمند بودم،حق تعالی تقدیر نکرد و فردا که این طفل به من حاجتمند بود ،من نباشم»   ( بیهقی،1361 :186)

و در این سفر در سال 447 هجری در شهر اصفهان وفات یافت. امّا به خواست خداوند فرزند او فخرالدین ابوالقاسم نیز از بزرگان زمان خود شد ، به گونه ای که به زهد و حسب و نسب و بخشش و بزرگواری در میان مردم ایران و عرب مشهور بود و «آثار تو بر طریق مکه ظاهر است و مفاخر او باقلم دوام به صحایف ایام نوشته». (همان) وفات فخرالدین در سال522هجری اتفاق افتاد.

 

 ابو حامد محمدبن جعفر بن حسین حنفی بیهقی: او در روستای فریومد به دنیا آمد و در آنجا فرزندان و نوادگان زیادی داشت.حاکم امام محمد حنفی از فرزندان او بود. مردی عالم و متقی و پرهیزگار  و حافظ مذهب بود. از فرزندان او می توان به حسن و فقیه ابوصالح و حسین بود. حسن حاکم و خطیب فریومد بود و ابوصالح در سال 446قمری در سمنان وفات یافت و حسین در مرو مدرس و مفتی بود و در آنجا وفات یافت.جد ایشان ابوحاتم حنفی دبیر سلطان آن عهد بود و از بزرگان روزگار بود. از این خاندان ،علما و رواتی چون شعیب و مسعود و ابوالعلا صاعد بن محمد حنفی قاضی مزینان برخاستند. (همان :43)

 

ناصح الدین ابراهیم بن علی النظام کاتب بیهقی:او دبیر ملکه ترکان خاتون همسر سلطان سنجر بن ملکشاه بود. در فریومد به دنیا آمد و در مرو و لشگرگاه سلجوقیان رشد یافت و در دستگاه سنجر قدرت و مکنت فراوانی داشت . اشعارمنظومی به زبان عربی از او آمده است.او از اعقاب امام الاجل مجدالدین علی و علاء الدین محمود است و صدر اجل منتجب الدین سید الکتّاب علی بن احمد کانب سلطانی از فرزندان اوست.ولادت او در فریومد و محل زندگی اش در مرو بود. او در سال 542 به رحمت حق شتافت.

 

از شاعران فریومد در این دوره حکیم ابوالعلا حمزه بن علی مجیری است که نسبش به مجیرالدوله وزیر می رسید. شاگردش تاج الحکما موفق بن مظفرقوامی است. قوامی در سرودن قصاید مهارت زیادی داشت و نسبت او هم به قوام الدین ابوالقاسم انس آبادی وزیر خراسان و عراق می رسید.

 

همچنین یحیی بن محمد ضیایی هم یکی دیگر از شاعران فریومد بود. از نمونه اشعار وی شعر زیر می باشد:

زبهر زینت عالم همی گردون کمر بندد                   

                                                             عروس باغ و بستان را همی پیرایه بربندد(همان:258)

این شعرا مربوط به دوره ی قرون پنجم  وششم هجری می باشند.

 

عزالدین طاهربن زنگی فریومدی:«عزالدین پیش از آمدن هلاکو به ایران و در زمان امارت امیر ارغون(641-654)از جانب او نیابت حکومت خراسان و مازندران داشته است. صاحب تاریخ جهانگشا او را به سلامت نفس و کفایت ستوده است.خواجه طاهر تا پایان حکومت امیر ارغون(654) منصب خود را حفظ کرد.

در سال 663 که آباقاخان به جای هلاکو نشست،عزالدین طاهربه وزارت خراسان برگزیده شد و تا آخر عمر خود در این سمت باقی ماند.» (رودگر:165)

امیر ارغون در بین حکومت چنگیر تا مامورین هلاکو درمقام خود باقی بود و بنابراین خواجه عزّالدین طاهر از همین اوان به دولت مغول در خراسان خدمت می کرد و بنا بر فصیح خوافی در ذیل حوادث  سال 663 در عهد ایلخانی اباقا خان سمت وزارت خراسان برعهده او گذاشته شد و بعد از وی منصب وزارت خراسان به خواجه وجیه الدین زنگی رسید.

همچنین دهستانی مویّدی جامع الحکایات خود را که ترجمه ای است از «الفرج بعد از شدت» را به او تقدیم داشت.اصل این کتاب نوشته ابوعلی محسن بن علی بن داوود التنوخی(م384ه.) است که بار اول محمد عوفی  ترجمه کرد  و بار دوم دهستانی  آن را ترجمه کرد.

جامع الحکایات  دهستانی مشتمل بر یازده باب  و هر باب شامل چندین حکایت مفصل و دلپذیر است.دهستانی در شرحی که درباره مخدوم خود،نوشته این عبارات را آورده است:«  دستور اعظم صاحب السیف والقلم منبع الجود والکرم مالک الرقلب الامم...مرکزالعزّ والعلاء عزالدنیا و الدین ،علاء الاسلام والمسلمین،المخصوص بعنایة ربّ العالمین،طاهر بن زنگی الفریومدی...» داده چنین نوشته است که چون اهل زمانه او که به شدت و بلا مبتلی بودند، در کنف عنایت و حمایت وزیر مذکور از مصائب نجات یافته، به دولت و آسایش رسیده اند،رای ارباب و اصحاب هنر برآن قرار گرفت  تا مجموعه ای از نظم ونثر پرداخته گردد...(صفا-ج3-بخش2: 1234 و 1235)

وزارت عزالدین طاهر در خراسان از سال 641 تا سال 668 طول کشید و بعد از وی نوبت وزارت به پسرش وجیه الدین زنگی رسید.

 

وجیه الدین زنگی: براساس نوشته رشیدالدین فضل الله همدانی  بعد از عزالدین سمت وزارت یا نیابت خراسان در سال 668 هجری به پسرش وجیه الدین زنگی واگذار شد وجیه الدین زنگی ، ممدوح شاعرانی چون سعید هروی و پوربهای جامی بود.

شهر  نیشابور، در اثر زلزله در سال 666  هجری قمری ،ویران و  به همت وجیه الدین زنگی فریومدی ، این شهر دوباره بنا گردید.او در دوره حکومت ارغون نیز امیرخراسان بود، تا این که ابتدا در سال 680 هجری به پرداخت 500 تومان(پنج میلیون دینار) محکوم شد، سرانجام در سال 685 هجری به دستور ارغون به قتل رسید. »دسیسه چینی و توطئه درباریان مغول، باعث شد که این وزیر بزرگ، پس از 27 سال وزارت، کشته شود. (همان:165)

 

علاء الدین محمد هندو: علاء الدین،مشهورترین فرزند خواجه وجیه الدین زنگی است. غازان خان در سال 704 هجری او را به وزارت برگزید. در سال 710 به همراه تعدادی از ایلخانان به هرات اعزام شد. در سال 713 به فرمانروایی کرمان، گمارده شد .پس از به قدرت رسیدن ابوسعید علاء الدین-که سابقه خدمت در دیوان استیفا را هم داشت- به وزارت منصوب شد. برخی مرگ او را در سال 723 هجری و برخی نظیر غیاث الدین بن علی فریومدی سال 736 می دانند.» (همان:168)

 

ابویزید جلال الدین بن وجیه الدین زنگی : «او ممدوح محمد خواری- صاحب تحفه ی جلالیه- است ، خواری، هرچند او را دارای القابی چون صاحب اعظم،ناظم مصالح جهان و خدایگان جهان آورده است.و اورا وزیر نامیده ،اما باید گفت که جلال الدین نیز در عهد اولجایتو و ابوسعید در دیوان خراسان یا دیوان مرکزی دولت ایلخانان به امور دیوانی می پرداخته و محمّد خواری هم در سایه ی خاندان فریومدی اعتباری داشته است. ابویزید شیعه بوده و از حدائق الوثائق خواری برمی آید که او وقف نامه های بسیاری داشته است .

 

خواجه عماد الدین محمد بن تاج الدین محمد فریومدی: او مستوفی و دبیر خراسان و مردی کاردان بود و در نامه نگاری، توانایی بسیار داشت.» (همان:175)

به استناد وقف نامه سلطانیه که نویسنده آن حکیم الدین فریومدی است، او واقف خانقاه سلطانیه زنجان است.همچنین «مدرسه  عمادیه فریومد» از اوقاف او می باشد که حافظ نسایی در سال 715 کتاب «التخلیص فی التفسیر» و سعدالدین مسعود عمر تفتازانی کتاب «شرح تفسیر عزّی»در سال 738 آن را نوشته است.

 

از افراد دانشمند این مدرسه که ابن یمین نام برده است می توان به مسعود کافی، مجتهد حسین و مدرس شمس الدین اشاره کرد. مدرسه فریومدی در کنار آرامگاه شیخ احمد جام هم احتمالاً از موقوفات عماد الدین و پسرش علاء الدین محمد است.(یاقوتیان ، فرهنگ قومس:ش50 تا53،ص107 تا 124)

 

خواجه علاء الدین محمد بن عماد الدین فریومدی: «او در سال 727 وزارت ابوسعید بهادر را به اتفاق غیاث الدین محمد- پسر رشیدالدین فضل الله - برعهده گرفت؛ اما پس از چند ماه ، غیاث الدین در وزارت استقلال یافت و ریاست دیوان استیفای سرتاسر ممالک ایلخانی به علاء الدین محمد سپرده شد.وی در سال 730 هجری با تنزل مقام، به وزارت خراسان برگزیده شد.بعد از مرگ ابوسعید در سال 736 و بروز کشمکش میان مدعیان سلطنت، علاء الدین، جانب طغاتیمورخان را گرفت و برادرزاده اش را به جنگ موسی خان،دشمن طغا تیمورخان فرستاد و او را شکست داد. با ظهور سربداران قدرت او و طغا تیمورخان روز به روز محدودتر شد و بالاخره در کشمکش با سربداران کشته شد. علاءالدین ممدوح ابن یمین و پدرش در دیوان استیفا بود.(رودگر:176و177)

 او در منصب وزارت و استیفا خدمات قابل توجهی به کشور ایران نمود و آبادانی را در خطه خراسان گسترد. با توجه به خصوصیات اخلاقی مثبت وی و عنایت وی به این یمین، مدایح وی در دیوان شاعر فراوانند و این امر حاکی از تعلق خاطر شاعر به وی دارد.با توجه به این که سربداران وی را در جبهه ی دشمن خود طغاتیمورخان می دیدند، در اولین فرصت او را غافلگیر کردند و به قتل رساندند.

از این پس  با قدرت یافتن سربداران،وزارت موروثی  خاندان فریومدی ، از بین رفت و تنها تعداد کمی از چهره ها را در دیوان استیفا،  بکار مشغول می بینیم.هرچند افرادی چون ابن یمین و غیاث الدین فریومدی همچنان در خدمت سربداران بودند، ولی با قتل علاء الدین محمد ، دست نسل طلایی خاندان فریومدی یعنی بزرگترین و معتبرترین وزیران خراسان از وزارت و دیوان استیفا کوتاه شد .دوره وزارت خاندان زنگی فریومدی از سال 641 تا 742 یعنی بیش از یک قرن ادامه یافت .

 

غیاث الدین بن علی فریومدی:او ازتاریخ نگاران دوره ایلخانی و سربداری است که کتاب ذیل مجمع الانساب را نوشته است. این اثر،حوادث که بیشتر به دوران حکومت سربداران است ،اتفاقات سال 733 تا 783 هجری را در بر دارد.(همان:165)

 

حکیم الدین محمدبن علی ناموس خواری فریومدی: وی از منشیان اوایل قرن هشتم در دستگاه ایلخانان بویژه اولجایتو بود.او چهار کتاب را نوشت که تاکنون هیچ یک چاپ نشده اند:

تحفه جلالیه را به دستور جلال الدین ابویزید زنگی فریومدی در کیفیت نوشتن نامه های دوستانه و دیوانی و حدایق الوثائق را به نام بهاءالدوله زکریا بن وجیه الحق فریومدی در باره و الحکمه فی الادعیه را به دستور علاءالدین محمد فریومدی در خصوص مجموعه دعاها به روایت اهل سنت نوشت. آخرین کتاب وی روضه المتکلمین در علم نامه نگاری شامل دو بحث  مخاطبات کلمات و الفاظ و مناشیراست. او در خدمت بسیاری از صاحب نفوذان  خاندان فریومدی بوده و با آثار قلمی خود آنان را به دیگران شناسانده است.(همان و خواری فریومدی:68)

تحفه جلالیه از منابع مهم و معتبر است که در باره دبیری و کتابت به زبان فارسی نوشته شده است و به دلیل جامعیت موضوع، شیوه تنظیم و نحوه بیان و مرجعیت خود مولف در هنر کتابت در میان آثار مشابه برجسته است. این اثر شامل دو بخش مباحث کلی و رسایل نظری است. این کتاب از منابع مهم دستورالکاتب هندوشاه نخجوانی بوده است.نویسنده دراین کتاب به آلات و آداب کتابت،اوقات و مکان کتابت،خط توضیحان مشروحی داده است.دکتر قنبر علی رودگر،مقاله ای تحت عنوان آلات کتابت  و بیان آداب و عادات دبیری که برگفته  ازاین کاتاب است،تالیف نموده است.قسمتی از دیباچه این کتاب را در زیر می آوریم:

« چنین می گوید محرّر این کلمات و مقرّر این مقدّمات،محمدبن علی الناموس الخواری-بصره الله بعیوب نفسه و جعل یومه خیرا من امسه – که پیش از جمع این کلمات ، این ضعیف در ترسّل کلمه ای چند نوشته بود و بی اختیار جماعتی مبتدیان بی حاصل و صاحب هوشان بی طایل ، بی سرمایگان« لا قَدرَ لهم ولا قِدر ولا نخلَ بوادیهم ولاسدر»آن را در ربودند و به ظنّ انکه مگر این بی بضاعت را در این بازار متاعی است و در این کارزار قوّت باعی،یا در این طویله خیلی و کُراعی ساخته است....»:خواری فریومدی ص15

در باره مکان کتابت می نویسد: «مکان کتابت باید که گرم و سرد و تاریک نباشد و ازمیان انبوه و مشغله دورتر باشد. و بر گذر باد ننشیند و به حضور بزرگ تر از خود کتابت نکند که آن تهاون باشد به حضور او. و در مکانی که اگر بزرگتر از او حاضر خواهد آمد و جای با او باید گذاشت  کتابت نکند که آن را«مکان قُلعه» گویند و دائما تصوّر آمدن  آن کس  ذهن نویسنده را پریشان مشغول دارد.و فی الجمله در مکان و زمان باید که تمام شرایط که موجب فراغت خاطر و نفی اشتغال باشد حاصل آید...»( نامه بهارستان:13تا 22)

 

حدائق الوثائق: این کتاب تالیف محمد بن علی ناموس خواری فریومدی از دبیران و مترسلان بزرگ دوره ایلخانی بود که در خدمت خاندان زنگی فریومدی بود و کتابهای خود را به آنها تقدیم کرده است.مهمترین اثر وی کتاب تحفه جلالیه در فن ترسل و انشاء نوشتن نامه های دیوانی است.این کتاب ذیلی بر تحفه جلالیه می باشد که نویسنده آن را در علم شروط و قباله نویسی نگارش داده است.خواری این کتاب را بین سالهای 712تا 736 نوشته و به زکریا بن زنگی بن طاهر فریومدی تقدیم نموده است. نثر این کتاب منشیانه و مصنوع است و از قدیمیترین کتابها در زمینه علم شروط یا وثیقه نویسی است.این علم که از فروع علم فقه به حساب می آید به بیان شرایط سند و قباله می پردازد که باید مطابق قوانین دینی باشد. این کتاب بر اساس فقه شافعی نوشته شده است.

 

از اشارات مولف معلوم می شود که وی جزء اکابر خراسان و عراق  بوده و دارای اصحاب درس و یاران بحث بوده است. او از شیخ صدرالدین حمویی جوینی داماد عطاملک قزوینی و ابوحفص عمر بن علی قزوینی استماع حدیث داشته است.با وجود استفاده از فقه شافعی در کتاب،گرایشهای شیعی نویسنده،به خصوص در مقدمه کتاب واضح است.نثر خواری در این کتاب ساده و روان و مسجع و آهنگین است ،اگرچه اصطلاحات عربی،ترکی و مغولی فراوانی در آن دیده می شود.

یکی از دلایل اهمیت این کتاب، توجه به سکه هایی است که در عهد الجایتو(حکومت 703-719)ضرب شده است، همچنین اطلاعات زیادی راجع به اماکن جغرافیایی از جمله خانقاه فریومد و متن وقف نامه آن بدست خواجه جلال الدین ابویزید و اشاره به محله ها و مناطق بیهق نظیر کاریزسپیداب و جنان و کوی سپیداب محله مرزنگوش دارد. تنها نسخه این کتاب در کتابخانه برلین نگهداری می شود و کاتب آن  محمدبن محمود بن نجیب نهاوندی است.این کتاب به همت مصطفی کوهری فخرآباد و حمید رضا ثنایی تصحیح گردیده است. برای آشنایی با نثر این کتاب،قسمتی از دیباچه آن را می آوریم:

 

«حمد وثناء بی انتها مر حضرت کریمی را که از موسومان به سمت (هو الذی خلقکم من طین) {انعام:12} و از بی بضاعتان( انتم فقراء الی الله) {فاطر: 15} نفس و مالی که از مواهب  حضرت احدیّت اوست به جنت با ناز و نعمت که هم از بدائع  صنایع ان حضرت استّ بخرید و در کتاب کریم به نص قاطع( ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم) {توبه:111} تسجیل آن بیع وشری کردو...){خواری فریومدی:71}

در متن زیر او از وقف خانقاه فریومد به وسیله خواجه ابویزید زنگی فریومدی خبر می دهد:

«سواد وقف نامه که به اشارت مخدوم صاحب اعظم،خواجه جلال الدین ابویزید-عزّ نصره-نوشته شد.

... و از آن جمله که در این وقت طلباً لمرضات الله تعالی و ابتغاء لثوابه ،بدان قیام نموده است، بنای خانقاهی به ظاهر قصبه فریومدند، مصدوقه  حال آن است که از لطافت بنا و طیب هوا و نظافت بیوت

چشم مسافر چو بر بنای وی افتد                       عزم رحیلش بدل شود به اقامت

از ابوابش زمزمه (ادخلوها بسلامٍ امنین«حجر46») به سمع خاص و عام رسیده و از صریر ایوانش نغمه « در گشاده و صلا درداده،خوان انداخته در انجاد و اغیار دیارافتاده، گفته باز:

زمزمه زوّار صریر در او                               مرحبا برمگذر خواجه فرود آی و درآی

نازل ترانه« ابطحاء مکّه هذا الذی » سرایان ، راحل نوای «لیت التحمل عن ذراک حلول» گویان .

 

و بعدما که این بقعه را بر زمره زوّار و فرقه فقرا علی تفاوت مراتبهم و تباین مذاهبهم حالیا ،املاک که بارز می گردد در این مواضع مذکوره، برین بقعه متبرکه، وقف کرد وچون محبت اولاد رسول –صلی الله علیه و سلّم- خادم این خانقاه باید تابع اهل نبی و معتقد شیعه امیرالمومنین علی ولی-علیهم الصلوه والسلام-باشد و از یر کرم بی نهایت و انعام بی منّت،لفظ مبارک راندند که هرچه بدین بقعه فرود آید-علی ای مذهب یکون من مذاهب اسلامیه- مدت مُقام بی شرط ،ثلاثه ایام او را اطعام کند،لایقتر ولا سرف و ان کان لابد من الطرفین ،فالسرف فانهّه اولی بالشرف. محصولات موقوفات اولاً برعمارت خانقاه اگر بدان احتیاج باشد،صرف کنند و ثانیاً بر مرسوم خادم و تعهّد نازل، وقف دانند و معیّن فرمودند که هر روز اگر مسافر نزول نکند،مبلغ کذا به آن و مایحتاج آن خرج کنند و اگر چیزی از وظیفه هر روزه خرج نشود،خادم محافظت نماید تا ایامی دیگر که به زیادت حاجت افتد و اگر احیاناً جمعی متصوّفه جهت تحریک ساکنی یا تسکین متحرّکی که به سماع رغبت نماید،البته و اصلاً از محافظت زمان و مکان و اخوان،تجاوز ننماید و متابعت هوای نفس را وجد و شوق نام ننهند و به ملاهی و مناهی مشغول نگردند.» (همان:97)

 

پایان کار وزیران فریومدی خراسان:

پس از مسلم شدن پادشاهی طغاتیمورخان،قلعه طبس که در اختیار وزراء خراسان و خواجه علاء الدین محمد بود،به امیر عبدالله سپردند و او را به فریومد موطن اصلی خود فرستادند.در این زمان دشمن اصلی طغاتیمورخان-شیخ حسن بزرگ – که غرب ایران را در اختیار داشت،امیر محمد را به امیری خراسان برگزید و او را به جنگ طغاتیمورخان فرستاد.طغاتیمور و امیرارغون،امیر محمد را شکست دادند. بعد از آن امیر ارغون با مشورت خواجه قطب الدین جام و امرای خراسان و خواجه علاء الدین محمد،دوباره طغاتیمورخان را در سال 739 در نیشابور به پادشاهی انتخاب کردند. در این زمان،خراسان و مازندران در اختیار طغاتیمورخان،عراق و آذربایجان وخوزستان، در اختیار شیخ حسن بزرگ و افغانستان کنونی در اختیار غیاث الدین کرت بود.اولاد خواجه علاء الدین هندوی فریومدی و خواجه عبدالحق فریومدی و خواجه جلال الدین محمد ، در عراق کشته شدند.خواجه جلال الدین بایزید هم در سمنان وفات یافت.سربداران،خواجه عزالدین ابراهیم و خواجه عماد الدین علی را در سبزوار کشتند. آنها همچنین خواجه علاء الدین محمد فریومدی و پسرش امیر علی را کشتند. دیگر فرزندان علاءالدین محمد یعنی امیر حسن و امیر حسین هم وفات یافتند  (شبانکاره ای،1363: 300 تا 330).

بدین ترتیب نسل طلایی وزیران خراسان که در رأس آنان خاندان زنگی فریومدی بود، از بین رفت و خدمات آنان که روزگاری،پاسدار فرهنگ اصیل  ایرانی در مقابل مغولها بودند،پایان یافت.

 

شیخ حسن جوری :شیخ مجاهد نیشابور و رهبری دینی و معنوی قیام سربداران خراسان -شهید حسن جوری-، در روستاى جور، در حومه شهر تاریخی نيشابور، دیده به جهان گشود. تحصیلات مقدماتی را در مدارس علمی زادگاه خود به تحصيل علوم دينى پرداخت و به مقام استادی رسید. سپس با آگاهی از حضور عالم دینی و عارف بزرگ -شیخ خلیفه مازندرانی- به سبزوار رفت و به حلقه‌ مريدان وى پیوست. پس از واقعه‌ی حلق‌آویز و کشته شدن شيخ خليفه در پی دسیسه فقیهان آنجا، مريدان شیخ خلیفه مازندرانی به وی پيوستند و شیخ حسن جوری را به پیشوایی خود برگزیدند. شیخ حسن، با توجه به فضای موجود در سبزوار که در اثر تفرقه‌افکنی و ایجاد کشمکش‌های فرقه‌ای و مذهبی توسط فقیهان مخالف ایجاد شده بود، آنجا را ترک گفت و برای تبليغ تعاليم شيخ‌خليفه و گردآورى مريدان بيشتر، به سفرهاى تبليغى پرداخت. سفرهای تبلیغی آگاهی‌بخش شیخ حسن جوری، از نیشابور آغاز شد و در نقاط مختلفی مانند مشهد، ابيورد، خبوشان، عراق عجم، ماوراءالنهر، بلخ، ترمذ، هرات، خواف و قهستان و بازگشتی دوباره به مشهد و نیشابور ادامه یافت که جمع کثیری از اهالی نیشابور و سرزمین‌های دیگر، پیروان او شدند. اما سرانجام، به تحریک مخالفان و دشمنان، به دستور حاکم محلی خراسان –ارغونشاه- دستگیر و در قلعه طاق یازر زندانی شد. پس از چندی، وجیه‌الدین مسعود –امیر دوم سربداری- با هدف بهره‌برداری از جایگاه و نفوذ معنوی این شیخ مجاهد در میان مردم خراسان، وی را از زندان یازر آزاد نمود و در پی این واقعه و آگاهی مردم از حضور شیخ حسن جوری در میان سربداران، مردمان شیفته‌ عدالت و دل آزرده از جور بیگانگان، فوج فوج به جنبش سربداران خراسان پیوسته و قدرت مردمی عظیم، پیرامون رهبری معنوی این مجاهد بزرگ شکل گرفت. وی در پاسخ تسلیم‌خواهی حاکمان جور زمان خود می‌گفت «ما بايد از خدا اطاعت كنيم و هركس خلاف دستورهاى قرآن عمل كند، عصيانگر است و بر ديگران واجب است تا براى دفع او قيام كنند.» با این پشتوانه مردمی و رهبری معنوی، سپاه سربداری توانست بخش بزرگی از خراسان، نقاطی همچون اسفراين، جاجرم، بيارجمند، بسطام، دامغان و سمنان را از چنگ حاکمان ملوک‌الطوایفی وابسته به حکومت ایلخانی مغول‌نژاد آزاد نماید. در آغاز امر، وجيه‌الدين مسعود و حسن جورى، همداستان و هماهنگ بودند، اما خيلى زود دوگانگی پیدا شد. وجيه‌الدين و همفکران وی، به دنبال حكومتى توسعه‌ طلب و مقتدر بودند و شیخ حسن جورى و یارانش، خواهان برابرى، برادرى و تعديل ثروت و در پی استقرار مذهب شیعه در همه شهرهای تحت تابعیت سربدارن بودند. بنابراین ديدگاه کاملاً مذهبى حسن جورى، كار را بر وجيه‌الدين مسعود و تحقق اهداف وی مشكل می‌ساخت.

 

عمق این اختلاف نگرش، در نبرد میان سربداران و آل‌کرت -که در هرات حکمروایی می‌کردند- در سال 743 هجری رخ نمود. گفته‌اند که در این نبرد -که به جنگ زاوه معروف است-، فردی به دستور وجیه‌الدین مسعود، این مجاهد بزرگ را به شهادت رسانید. در پی شهادت شیخ مجاهد حسن جوری، غلبه و برتری سپاه سربداران برگشت، نشانه‌های شکست نمودار شد، سپاه از هم پاشید و پراکنده گشت و وجیه‌الدین مسعود و همپیمانان و همراهانش به سبزوار بازگشتند.  ضربه‌ای که بر اثر دسیسه قتل این مجاهد شهید، بر جنبش سربداران خراسان وارد آمد به گونه‌ای بود که ضعفی بنیادین و دنباله‌دار را در دوام و قوام حکومت سربداران به همراه داشت. سرانجام و شوربختانه، یکی از بزرگترین جنبش‌های مردمی و شیعی ایران در سال 783 هجری با تسلیم نمودن حکومت سربداران توسط خواجه علی مؤید –آخرین امیر سربداری- به تیمور گورکانی –که ریشه نژادی مغولی دارد- به فرجام غم‌انگیز خود رسید.  امروز، آرامگاه مجاهد شهید –شیخ حسن جوری نیشابوری- در 165 کیلومتری شاهرود، بر روی تپه‌ای در دو کیلومتری روستای «کلاته میرعلم فیروزآباد» حوالی روستای «فرومد» واقع است. احتمال می‌رود که پس از آن بی‌حرمتی به آرامجای و زیارتگاه این مجاهد بزرگ، پیکر وی، به تدبیر یاران و پیروانش به محل کنونی منتقل شده است. فریومد، همچنین میزبان آرامگاه ابن یمین فریومدی –شاعر دوره سربدارن- است. جنبش سربداران خراسان و مجاهد شهید شیخ حسن جوری، با اینکه اهمیت، تاثیرگذاری و نقش‌آفرینی بسیار زیاد در تاریخ و تحولات سیاسی دوره‌های پس از خود تا دوران معاصر داشته است.

 

ابن یمین فریومدی:

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین الدین طغرایی مستوفی بیهقی فریومدی مشهور و متخلص به ابن یمین از شاعران معروف ایران در قرن هشتم است. پدرش ،امیر یمین الدین طغرایی ،مردی فاضل بود که در زمان سلطان محمد خدابنده (703-716) در قصبه فریومد، آب و ملکی خرید و در آنجا ساکن شد.

دولتشاه یمین الدین پدر ابن یمین را ششمین شاعراز طبقه خامسه دانسته و در معرفی او آورده است:«مرد اهل دل و نیکوخلق وصاحب فضل بود. اصل او ترک است،به روزگار سلطان محمّد خدابنده ،دز قصبه ی فریومد املاک و اسباب خرید و متوطـّن شد.صاحب سعید-خواجه علاء الدین فریومدی که به روزگار سلطان ابوسعیدخان سالها صاحب دیوان بود وخواجه ی محتشم بود،امیر یمین الدین را احترام نگاهداشت کلّی کردی و میان امیر یمین الدین وپسرش مشاعره بود...امّا وفات یمین الدین در سنه اربع عشرین سبع مائه (724ه.ق)بود و درقریه ی فریومد مدفون است و احفاد و اعقاب او در آن ولایت،الیوم متوطن اند.» (دولتشاه سمرقندی:481) هرچند مجمل فصیحی تاریخ فوت پدر ابن یمین را 722 می داند. ابن یمین در اواخر قرن هفتم در فریومد به دنیا آمد،رشید یاسمی سال تولد او را 685 می داند.

(یاسمی،1373: 417)

 

ابن یمین در سایه چنین پدر فاضلی تربیت شد. و از جوانی در شمار شاعران و منشیان عهد خود در آمد و بنا به اشاره خودش در مقدمه دیوانش مقام  استیفا یافت ومانند پدرش متصدی تحریر طغراها بود و به این دلیل به «مستوفی طغرایی اشتهار یافت.ابن یمین منصب استیفا و تحریر طغراها را در خدمت خواجه علاء الدین محمد فریومدی -وزیر خراسان پس از مدتی به تبریز رفت و غیاث الدین محمد بن رشید الدین فضل ا... را مدح گفت ولی کارش در آن شهر استقامتی نیافت و پس از مدت اقامت کمی،در آنجا و سپس عراق به خراسان باز گشت. او علاقه ای به زندگی در مکانی غیر از خراسان نداشت واز اهل عراق(نواحی غربی ایران) به شدت نا امید بود.

ابن یمین پس از بازگشت به خراسان،بیشتر عمر خود را در فریومد  گذراند،امّا در عین حال با امرا و وزرا در ارتباط بود و شاهد درگیری و کشاکش آنان در پایان حکومت ایلخانی تا حکومت سربداران و سرانجام ظهور تیمور لنگ بود.

از جمله آنان، می توان از خواجه علاءالدین محمد و تنی چند از خاندان زنگی فریومدی،طغاتیمورخان،محمد بن غیاث الدین کرت و چند تن از امرای سربداری از جمله وجیه الدین مسعود ،خواجه علی،پهلوان حسن دامغانی و جانشین او خواجه نجم الدین علی موید سربداری را نام برد.

بیش از همه او به علاءالدین محمد فریومدی وزیر خراسان ختصاص داشت و منصب استیفا و طغرا نویسی را نیز علاوه بر شاعری دارا بود. این وزیر بعد از زوال ابوسعید شش سال دیگر در خدمت طغاتیمورخان بسربرد تا در سال 742 که علاء الدین کشته شد. ابن یمین با برادر آن خواجه یعنی غیاث الدین هندونیز ارتباط داشت. (صفا-ج4 بخش 2:954 و 955)

با این همه او دهقانی ساده بود و در ستایش زندگی آرام و ساده ی خویش،شعرها سرود و دیگران را هم به این نوع زندگی ساده و بی آلایش تشویق می کرد. او در قریه ی فریومد  آب و ملکی داشت و با کسانش در آن می زیست.از این رو با وجود فتنه هایی که در آن زمان وجود داشت،در همان جا می ماند و با حکام محلی سازش می کرد . در جوانی از مدرسه بهره ها  برد و در علوم منقول و معقول مهارت یافت. سالهای آغاز جوانی را در مزرعه ای که پدرش خریده بود،می زیست.این پدر شاعر که شرح او قبلا آورده شد، ابن یمین را با ادب و دانش براورده بود،او را با دربار وزیر نام آور ایلخانیان که در فریومد قدرت و استقلالی تمام داشت و از جانب ایلخانان بران حکم می راند،آشنا کرد. وقتی پدرش وفات یافت،او سی و هفت ساله بود و در شعر و هنر آوازه ای بلند یافته بود.حشمت و نفوذ وزیر خراسان،علاء الدین محمد فریومدی،روزهای آرام مزرعه را برای وی خوشایند ساخت. اما با ظهور سربداران ،چندی از یار و دیار خود آواره شد و به همراه وزیر به گرگان رفت و به دربار طغاتیمور مغول راه یافت.

زندگی در گرگان با امیر بدخویی چون طغاتیمورخان ،مناسب حال او نبود . پس از مرگ  وزیر ابن یمین دوباره  راه خراسان در پیش  گرفت و به خدمت امیرمسعود سربدار پیوست.دلاوری و شجاعت این امیر ، روزنه ی امیدی برای او گشود.گویی که گمشده ی خود را باز یافته بود.اما در جنگی که بین مسعود و معزالدین کرت ،امیر هرات درگرفت،شاعر به اسارت افتاد و دیوانش در این جنگ به غارت رفت.

ابن یمین سه سال در دربار آل کرت به سر برد و آنان را مدح گفت و سپس به فریومد بازگشت. در این زمان سربداران ضعیف شده بودند و شاعر به دهقانی خود پرداخت.روزهای آرام زندگی خود را به زراعت پرداخت و در سال 769 در هشتاد و چهار سالگی چشم از دنیا فرو بست. ( زرین کوب،1370: 269تا274)

هرچند روزگار زندگی او که از نا آرام ترین و پرآشوب ترین دوران تاریخ سیاسی ایران است، این آرامش را از او گرفته بود (صفا:185 )  و ممدوحین بی شمار او که تعداد آنها تا 65 نفر آمده است،نمی توانستند،انگیزه ی ساختن قصایدی در حد انوری و خاقانی را به شاعر بدهد. ( ریپکا، جلد 5 : 577)

در نبرد زاوه که به شکست وجیه الدین مسعود،منجر شد ،دیوان او گم شد و شاعر با جمع آوری اشعار پراکنده خود دیوان جدیدی ترتیب داد. دیوان او درحال حاضر حدود 14هزار بیت دارد.قطعه های او که بر اندرز و نصیحت استوار است،مشهور است. برخی او را بزرگترین قطعه سرای زبان فارسی می دانند.آخرین سالهای زندگی او در سبزوار و فریومد، در گوشه گیری و سختی به سر برد، با این حال از ستایش آخرین امیر سربداری که مردی خیّر و نیک بود، دریغ نکرد و در مقابل این خاندان رسالت خود را به خوبی انجام داد. مرگش در سال 769 هجری در روستای فریومد اتفاق افتاد. ( باستانی راد-مقدمه ابن یمبن)

از بین اشعار ابن یمین، قطعات او بیشترین مقدار را به خود اختصاص داده است و با 5040بیت ،حدود 8/35 درصد اشعار او را در بر می گیرد. قصاید با 3978بیت حدود 3/28 درصد،غزلیات با 2522 بیت با 18 درصد و رباعیات با 1337 درصد 5/9درصد از اشعار ابن یمین را تشکیل می دهند.قالبهای دیگر که مجموعا کمتر از 10درصد را در بر می گیرند ،شامل مثنوی،ترجیع بند،ترکیب بند و مستزاد ومفردات می باشند

دکتر زرین کوب به نقل از رادول می گوید:قصاید او با شاعرانی چون خاقانی و انوری و عنصری، قدرت برابری ندارد، همچنین غزلیات او به پای شاعرانی چون سعدی نمی رسد، امّا قطعات اخلاقی او از دلکش ترین و زیباترین اشعار فارسی است.

دربرخی از قطعات و رباعیات او با خیامی محافظه کار روبرو هستیم که حقایق اجتماعی را از بزرگان و هم عصران خود بهتر می فهمد و از روزگار خود به روشنی انتقاداتی نموده است. (زرین کوب ،1370: 269تا274)

مضامین قطعه در شعر ابن یمین:بارزترین و مهم ترین قالب شعری ابن یمین قطعه است. برخی او را بزرگترین قطعه سرای زبان فارسی می دانند. از مجموع 14 هزار بیت شعر ابن یمین قطعه با 5040بیت ،حدود 8/35 درصد اشعار او را در بر می گیرد که بیشترین حجم شعر دیوان اوست.ابن یمین در قطعات به انوری،خاقانی و سعدی نظر داشته است ومضامین قطعه های او به مضامین شعر آنها نزدیک است،ولی تفاوت زمان و سلیقه و برداشت،مقطــّعات  ابن یمین را رنگ و آب تازه بخشیده است. نکته ای که قطعه های ابن یمین را بر دو شاعر فوق برتری می بخشد مضامین فراوان اخلاقی و پندآموز اوست.این قطعه ها از انسجام و پختگی و روانی فراوانی برخوردار است و بعضی از آنها ضرب المثل شده اند. نکته ی قابل توجّه دیگری که در قطعه های ابن یمین به نظر می رسد،تک بیتهای جالب و پر محتوایی است که می توان از میان قطعه های او بیرون کشید و از آنها درس اخلاق گرفت و آنها را آویزه ی گوش خود قرار داد. ابن یمین همچون مقتدایان خود،سعدی و انوری استاد پند و موعظه است.حدود 70 درصد قطعه های او همین جنبه را دارد. از انجا که در خانواده ای فاضل و شاعر تربیت یافته،به خوهای نیک و آداب پسندیده  گرویده ست،توجّه فراوان او به اخلا قیّات اعتقاد او را به این مضامین می رساند.              

بیشتر مضامینی که در قطعه های ابن یمین می توان دید،عبارت  است از پند واندرزهای اخلاقی ،مدح،خود ستایی ،هجو و ذمّ، اخوانیّات.

 

 نتیجه گیری: از پژوهش فوق می توان به  نقش فرومد در طول تاریخ در تربیت فرزندان شایسته، پی برد و با برخی ازمفاخر دیار قومس که روزگار، گرد فراموشی بر رخسار آن افشانده است،آشنا شد. در این مقاله سعی شد که فرهنگ دیرین فریومد را هرچند به طور مختصر و اجمالی به اهالی ادب معرفی شود. چهره هایی نظیر ابوعلی زید ،فخرالدین حسن، ابو حامد محمد بیهقی، ناصح الدین ابراهیم کاتب بیهقی،شاعرانی نظیر ضیایی ، مجیری و قوامی و بعد از آن خاندان زنگی فریومدی که عبارتند ازعزالدین طاهربن زنگی فریومدی، وجیه الدین زنگی،علاء الدین محمد هندو، خواجه عماد الدین محمد فریومدی، خواجه علاء الدین محمد فریومدی معرفی شدند. همچنین نویسندگانی از این دیار جون غیاث الدین بن علی فریومدی ، حکیم الدین فریومدی و در پایان، ابن یمین و پدرش یمین الدین طغرایی و شیخ حسن جوری معرفی گریدیدند.

 

 

فهرست منابع و مآخذ:

 

1- اسمیت-جان ماسون-خروج و عروج سربداران-ترجمه یعقوب آژند-چاپ دانشگاه تهران-تاریخ چاپ1361

2- اقبال آشتیانی عباس؛تاریخ مغول-انتشارات نگاه-چاپ اول1387

3- اداره کل ارشاد اسلامی استان سمنان-م مقالات بزرگداشت ابن یمین - انجمن آثار و مفاخر فرهنگی –چاپ اوّل 1380

4- بیهقی،ابوالحسن علی بن زید معروف به ابن فندق؛تاریخ بیهق،با تصحیح احمد بهمنیار-چاپ اسلامیه –چاپ سوم1361

5-  پطرو شفسکی ای . پ - نهضت سربداران خراسان-ترجمه کریم کشاورز- انتشارات پیام- بهار1351

6-  خالقی راد حسین ؛ قطعه و قطعه سرایی در ایران، انتشارات علمی فرهنگی 1375

7-  خواری فریومدی،علی بن ناموس-حدائق الوثائق،تصحیح مصطفی گوهری فخرآباد و حمید رضا ثنائی،نامه بهارستان

8-حافظ ابرو ،زبدة التواريخ  ، مصحّح : سيّدكمال حاج سيّدجوادى‏ ، انتشارات : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ،

9- ریپکا و دیگران- تاریخ ایران کمیریج (جلد پنجم) –انتشارات امیرکبیر تهران -1366

10- زرین کوب؛عبدالحسین؛ با کاروان حله-چاپ ششم-انتشارات علمی-1370

11- سمرقندی دولتشاه؛ تذکره الشعرا،تصحیح و توضیح دکتر فاطمه علاقه،پژوهشگاه علوم انسانی ،تهران 1385

12-شبانکاره ای محمد بن علی بن محمد؛مجمع الانساب -به تصحیح میرهاشم محدث-چاپ اول- امیرکبیر1363

13-شریعت زاده سید علی اصغر؛فرهنگ مردم شاهرود-جلد دوم-چاپ 1371-انتشارات علمی و فرهنگی-چاپ اول 1371

14-شریعتی علی؛راهنمای خراسان-چاپ پژمان-چاپ دوم- زمستان 1363

15-صفا ذبیح الله- تاریخ ادبیات ایران (خلاصه جلد سوم ) انتشارات فردوس چاپ نهم 1374

17-فریومدی ابن یمین؛دیوان اشعار- به اهتمام حسینعلی باستانی راد،انتشارات کتابخانه سنایی چاپ دوّم 1363

18-مستوفی- حمدالله ؛ نزهـة القلوب-انتشارات اساطیر- چاپ اول 1389

19-مولوی عبدالحمید؛ابنیه و مشاهیرخراسان - بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی- جاپ اول1389

20-میرخواند-تاریخ روضه الصفا- انتشارات کتابخانه مرکزی-چاپ 1339 –جلد پنجم

21-یاسمی رشید؛مقاله ها و رساله ها،گرد آوری ایرج افشار،1373

 

ب- مقاله ها:

1-  از خانقاه فریومد تا خانفاه سلطانیه نوشته مهدی یاقوتیان،فرهنگ قومس-شماره 50 تا 53

2-  آداب و آلات نویسندگی برگرفته از کتاب تحفه جلالیه-نوشته  قنبرعلی رودگر- نامه بهارستان

3-  آزادگی و مناعت در قطعات ابن یمین فریومدی نوشته غلامرضا رحم دل-دانشکده ادبیات گیلان.

4-  خاندان زنگی فریومدی- قنبرعلی رودگر ؛ بنیاد دایره المعارف اسلامی.

 

تهیه و تدوین مطالب : احمد شاهرخ

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

Written on 13/02/2014, 21:58 by foromadiha
2014-02-13-18-28-49   پیشنهاد شما برای جذاب و دیدنی شدن خیابان اصلی فرومد چیست(منظور خيابان اصلي داخل روستا و بلوار ورودي آن مي باشد)؟ بهترین پیشنهادی که کم هزینه بوده و...
Written on 15/04/1396, 15:39 by foromadiha
واکاری-150-هکتاری-منطقه-کلاته‌سادات-میامی-به-اتمام-رسید میامی جوان: رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان میامی گفت: واکاری 150 هکتاری منطقه کلاته‌سادات در این شهرستان به اتمام رسید. به گزارش پایگاه...
Written on 15/04/1396, 15:37 by foromadiha
میامی-جوان-عملیات-اجرای-آسفالت-5راه-روستایی-میامی-به-زودی-با-هماهنگی-دستگاه-های-مربوط-در-سال-96-آغاز-می-شود به گزارش پایگاه خبری تحلیلی میامی جوان، سیدعبدالمجید نژادصفوی مدیرکل راه و ترابری استان سمنان گفت: این 39 روستای بالای 20 خانوار استان سمنان شامل 2...
Written on 15/04/1396, 15:32 by foromadiha
مشکلات-تعاونی‌ها-در-سمنان-برطرف-شود-تمایل-به-ایجاد-تعاونی-در-سمنان-کاهش-یافته-است به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری فارس استان سمنان، سیدداود قریشی ظهر امروز در جلسه‌ای که با حضور استاندار سمنان و مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان...
Written on 15/04/1396, 15:28 by foromadiha
راه‌اندازی-۶۰۰-خانه-ورزش-در-دستور-کار-دولت-است شناسهٔ خبر: 4022320 - پنجشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۶ - ۱۴:۳۰ استانها > سمنان گرمسار- معاون توسعه ورزش همگانی وزیر ورزش و جوانان گفت: به‌منظور کاهش...
1533800
امروز
دیروز
هفته جاری
هفته گذشته
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
475
1407
5176
1520625
31227
62989
1533800
آی‌پی شما: 54.166.136.90
امروز: پنج شنبه، 05 مرداد 1396 - ساعت: 07:05:52

مفاخر تاریخی

 

ورود به سایت